از کت و شلوار تا قارچ و انگل
این مقاله باید مورد توجه دوستان مبتلا به لوپوس قرار گیرد . دوستان مبتلا به لوپوس از نظر ابتلا به انواع ویروس ها ، قارچ ها و انگل ها و آلودگی ها باید کاملا از خود مراقبت به عمل آوردند : اولین مشکلی که لباس‌ها حتی لباس‌های نو می ‌توانند در افراد ایجاد کنند، آلرژی است. ... متن کامل
به دلیل پیشرفت در تشخیص سریع و مدیریت درست بیماری لوپوس بیشتر بیماران می توانند مانند افراد سالم زندگی معمولی داشته باشد .مراجعه کنندگان گرامى به سایت لوپوس ، داشتن یک یا چند نشانه از آنچه دراین یادداشتها آمده است ؛ الزاما نشان دهنده درگیرى با بیمارى لوپوس نمى باشد . تشخیص بیمارى تنها بایستى توسط پزشک داده شود.   ***   مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشى داشته و توصیه پزشکى تخصصى تلقى نمى شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.   ***   بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.   ***   افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.   ***   زمان بیماری ؛ شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستانتان به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.   ***   همیشه راه برای همه هموار نیست، زندگى برخورد با موانع ، غلبه بر آنها و حرکت است .    ***   هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.   ***   من برنده ام ؛ چون می دانم مشکلات مانند صخره هایی هستند که در مسیر رود وجود دارند.اگر صخره نبود ، رود هیچ آوازی سر نمی داد!   ***   کلیه مطالب ذکر شده فقط و فقط برای افزایش آگاهی شما می باشد. در صورتیکه هر گونه ابهامی در مورد بیماری تان دارید حتما باپزشک خود تماس بگیرید و از مشورت با افراد غیر متخصص خوددارى نمائید .   ***   خوب زندگی کردن همراه با بیمارى لوپوس نیازمند برنامه ریزی مناسب برای پذیرش اثراتی است که بیماری بر روی جسم(تن) ، فکر و روح ( روان‌) دارد. در حقیقت این سه پدیده جدایی ناپذیرند به دیگر عبارت ، بهبودی یکی منجر به بهبودی دیگری است.   ***   خوب زندگی کردن با لوپوس یعنی اندیشیدن درمورد توانائیها نه ناتوانی ها .
به نظر شما چه دلایلی وجود دارد که تعدادی از دوستان مبتلا به لوپوس درمان خود را رها میکنند ؟و پیامدهای رها کردن درمان چیست ؟

نظرات

زهره ۰۶:۴۳ - ۹۱/۰۲/۱۶
5
+ -
1

به نظر من بیشترش نداشتن روحیه هست و باور نداشتن بیماری. من 26 سالمه و 16 ساله لوپوس دارم . دوره های خیلی سختی رو گذروندم اما همیشه روحیه داشتم و خیلی عادی مثل بقیه زندگیمو کردم . الان هم در کنار همسرم خوشبختم . همیشه به دید مثبت به درمان نگاه کردم . تمام دستورات دکتر رو مو به مو اجرا کردم و به چشم خودم دیدم که هر وقت استرس یا نگرانی داشتم بیماریم عود کرده . بیمارانی که درمانشونو رها می کنن باور ندارن که میتونن عادی زندگی کنن و اینکه روحیه شادی ندارن و همین بیماری رو بدتر میکنه. خوب عوارض قطع درمان رو هم که همه میدونن مخصوصا قرص کورتون رو . با قطع درمان نه تنها شرایط بهتر نمیشه بلکه به مشکلاتشون خیلی اضافه میشه

نرگس علاف اکبری ۱۲:۵۵ - ۹۱/۰۱/۰۵
18
+ -
15

چرا درمان خود را رها می کنم؟پیامدهای رها کردن درمان چیست؟ پزشک تشخیص داد. من دچار بیماری لوپوس هستم، بیماری لوپوس مزمن و طولانی مدت است. برای ادامه معالجه، باید تحت نظر پزشک روماتولوژیست قرارمی گرفتم. بیمار بودنم هرگز خوشایند نبود و نیست. بی تردید زندگی با شریک جدید به نام لوپوس نیاز به نقشه ی راهنما داشت..... چرا درمان خود را رها می کنم؟ آیا آگاهی ام نسبت به بیماری لوپوس کم است؟ چه کسی می تواند این آگاهی را در اختیارم قرار بدهد؟ یا با این بیماری آشنایم کند؟ چه کسی می تواند نقشه ی راهنمای خوبی برای خود و اطرافیانم باشد؟ پزشک معالج،با آموزش من و اطرافیانم، می تواند با لحن خیلی خوب وبا دادن اطلاعات ساده، سودمند و متقاعده کننده ای ابتلا به بیماری مزمنی راکه تا آخر عمر با ایشان ( یعنی لوپوس) همراه خواهم بود،برایم تشریح نماید ، فهم آنکه که در حین مزمن بودن بیماری می توانم زندگی طبیعی را داشته باشم و عمر طبیعی خواهم داشت. دانستن اینکه بیماری لوپوس علاوه بر مزمن بودن می تواند بربسیاری از قسمت های بدن تأثیر بگذارد از جمله مفصل ها، مغز، پوست، کلیه ها... بایستی علاوه برخوردن دارو به طورمرتب برای ارزیابی زیر نظر پزشک معالج خود باشم. در نتیجه معالجات خیلی خوب و مؤثر خواهد بود. گاه دردناک است. اما می آموزم که می توانم تاب بیاورم و نیرومند تر گردم. بردباری را پذیرا باشم. آیا درمان خود را رها می کنم؟ آری؛ متوجه شدم. مقدار چندی دارو جهت کم کردن و تسکین علایم بیماری باید مصرف کنم. متأسفانه، برخی دارای عوارض دارویی می باشد. باید در این مورد تأمل کنم، مورد سنجش قرار دهم. عوارض ناشی از بیماری لوپوس را با عوارض ناشی از درمان را در کفه ترازو قرار دهم. و در صورت غلبه کردن یکی از آن را دو راه را انتخاب کنم. مطمئنم ، درمان را ادامه خواهم داد. به خود اجازه ندادم گیاه درمانی،یا درمان های جدید دیگر..... که تحقیق کافی نشده وهنوز به اثبات نرسیده جایگزین درمان اصلی خود قرار دهم. زمان سپری می شود. با بیماری لوپوس آشنا شدم. یاد گرفتم، چطور مواظب خودباشم،تا بیماری فعال نشود. مشکلاتی را که بعد از قطع درمان خواهم داشت، می دانم کدامند . می توانم شخصی باشم که می تواند برای ادامه زندگی در کنار لوپوس ساعت ها، روزها و سال های زندگی را چطور با آرامش و سازش سپری کند. دوباره درمان خود را رها می کنم؟! آری؛ مدت طولانی است، که هر روز باید قرص صورتی رنگ بخورم. آزمایش ها به طور متناوب تکرار شوند.دیگر زندگی یکنواخت و تکراری می شود و احساس خستگی می کنم. آیا زندگی یکنواخت موقت و زودگذر است؟ یا برعکس هر روز احساس خستگی تشدید می شود. شاید دچار افسردگی شدم. بی خبر هستم؟! آری؛ افسردگی می تواند مانع ادامه درمان شود. احساس خستگی بیش از حد، حتماً دکترم را در جریان قرار دهم. چون در سیر بیماری شناخت خوبی به روح و روان من دارند و می توانند بهترین راهنمایی و کمک را به من کنند. شاید هزینه درمان در طولانی مدت سنگین است که می خواهم درمان خود را رها کنم؟ در این مورد هم باید مسئولین سعی و تلاش کنند. بیماری لوپوس بیماری مزمن است. باید جزء بیماری خاص قرار گیرد تا هزینه ها مرا در روند درمان دلسرد نکند . امروز با پیگیری های منظم، تحت کنترل پزشک بودم، خوب کنترل شدم. و سیر بیماری ام در مرحله خاموشی (غیرفعال) است. اما با قطع ناگهانی درمان دوباره بیماری عود (فعال) می شود. قبلاً نیز اشاره شد ممکن است یکی از قسمت های مهم بدن از جمله مغز، پوست، کلیه ها... درگیر شود. خطرناکتر از آن چه که فکرش را می کردم. چه کسی درد و رنج،مشکل یا بهتر بگویم کابوسهای هولناک را تحمل می کند؟ خودم! دوباره بستر... خانواده نگران تر از دیروز در کنارم... چند برابر شدن کار پزشکم، بستری شدن در بیمارستان، به جای حداقل مقدار قرص باید حداکثر مقدار قرص را بخورم. عکس، T.C... برای مشاوره به سایر پزشکان متخصص ( مغز و اعصاب، کلیه، قلب...) معرفی می شوم.دوباره سعی و تلاش می کنند که دیگر بار امید را به زندگی من هدیه کنند. درضمن مخارج زیادی بر من و خانواده ام تحمیل (هزنیه درمان هم چند برابر) می شود. باید که درمانم را دیگر رها نکنم . به نظر می رسد: 1- آگاهی بیمار، اطرافیان او، حتی سایر افراد(غیر لوپوسی)، با اطلاع رسانی دقیق، مناسب به طوری که بتوانند در بهبود بیماری و بهتر کردن زندگی بیماران نقش داشته باشند. یک بیمارمبتلا به لوپوس مانند هر فرد دیگری می تواند زندگی عادی خود را داشته باشد و به فعالیت روزمره خود بپردازد. 2- صداقت و صادق، اعتماد و اطمینان بین پزشک و بیمار. حتی در مواقع قطع درمان پزشک را در جریان قرار دادن 3- حمایت از طرف خانواده، دوستان، گروه های اجتماعی... 4- امیدوارم با سعی و تلاش مسئولین انجمن روماتولوژی ایران ، بیماری لوپوس جزء بیماری خاص قرار گیرد. بیماران تحت حمایت انجمن قرار گیرند. درنتیجه اگر بیمار آگاهی کافی از بیماری لوپوس دارد، حمایت می شود. و همچنین پیامدهای که بعد از رها کردن درمان را بداند. چه لزومی هست. درمان خود را رها کند؟ نرگس مثبت فکرکن، مثبت عمل کن. کمی صبور باش، اندکی تحمل کن. می توانی در کنار لوپوس با کمک خانواده و دکتر دلسوزت در این کرۀ زمین با این عظمت که زیر پای توست. با ارادۀ قوی و محکم ، تلاش و پشتکار!... بر روی آن گام برداری. یادت باشد: آن باش، که هستی! آن شو، که توان بودنت است! اما نیک بدان. نرگس علاف اکبری

شادی ۰۹:۳۱ - ۹۰/۱۱/۳۰
22
+ -
17

ناامیدی تنهایی درک نشدن و باورنکردن خانواده ها وناآشنایی نسبت به این بیماری، نبود پزشک متعهد و دلسوز ,وجود گروههای حمایتی بسیار مفید است.

مرادی ۱۲:۴۴ - ۹۰/۱۰/۲۶
19
+ -
11

با سلام یکی از دلایل مهم رها کردن درمان توسط بیماران لوپوسی دیدگاه غلط جامعه به پدیده بیماری و فرار از بیماری است.عوارض دارویی یکی دیگر از مسایل مهم میباشد که سبب ترک مصرف داروها میشود. لذا به نظر اینجانب که پزشک مبتلا به لوپوس هستم جای خالی لینک پزشکان پاسخگو به سوالات بیماران به طور تخصصی خالی است.اتفاقا چندی پیش هم ایمیلی مبنی بر افسردگی و ناامیدی فرستادم که این موضوع را بیشتر جستجو کنم که پاسخ کاملی دریافت نکردم. از این رو به نظر من فراخوانی جهت عضویت پزشکان و روانشناسان در سایت منظور بفرمایید تا بیماران بیشتر از این سایت استقبال کرده و تا حدودی از مشکلات آنها کاسته شود با تشکر دکتر مرادی

نوشتن يک نظر

ارسال نظر
نام :
پیغام شما :
آدرس ايميل :
لينک :
کلمه امنیتی :